پنجشنبه شب به یکی از تلخ ترین جشن های شیرین عمرم رفتم فارغ التحصیلی یکی از دوستانم
همه اش فکر می کردم روزی هم نوبت ما میرسه
...ای دریغ و خسرت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود
زندگی رسم قشنگی است ...
...بال هایی داردبا وسعت مرگ تپشی دارد با وسعت عشق...
خاتمی در همایش دوم خرداد
۲۵ سال پیش دز چنین روزی خونین شهرمان ازاد شد
امروز بعد از ۲۵ سال سوالات فراوانی در ذهنم هست که کسی به انها پاسخ نمی دهد
جنگ زود تر تمام نمی شد اگر اقایان جام زهر را زود تر سر می کشیدند و اتش بس می دادند؟
این همه شهید این همه جانباز مردم نظامی و غیر نظامی کودک و زن وبچه این همه ادم
خرم شهر و سر دشت و ابادان موشک باران های تهران قرامتی که گرفته نشد و و و
می گویند ۱۴ میلیون مین در خاک ایران است مین ها هنوز کشته می گیرند و ما هنوز امروز را جشن می گیریم...
نگاهم که به سر مقاله افتاد حالم گرفته شد "کریم ازغنده پور به جای محمد قوچانی"
کی این توقیف و توقف های سلیقه ای تمام می شود خدا می داند
ادر این دوست را هم توی لینک دونی میگذارم سری بهش بزنید
