تبليغاتX
وقتی برای رویش
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386
...

چه غربت گریزی چه مهمان نوازی
چه زیباست با چشمت آیینه بازی
تو آغاز و انجام یک شعر نابی
خوشا با خیال تو تصویر سازی
سرانجام در آتش چشم هایت
مرا می نشانی مرا می گدازی
تو را ذره ای ذره ای می سرایم
مرا زخمه ای زخمه ای می نوازی
دلم را زمانی ست می آزمایی
از این دست آتش از این دست بازی
دمیده ست از خط پیشانی تو
خدایی ترین جلوه بی نیازی

شعر ازعبد الجبار کاکایی

نوشته شده توسط فاطمه در 8:35 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386
هرچه می خواهی بگو...
اين يادداشت در روزنامه اعتماد ملي به چاپ رسيده است.

وزير نفت در كار دفاع از كارنامه دولت در مذاكرات خط لوله صلح و سهميه‌بندي بنزين بود و در كارزار پاسخ به منتقدان درباره صادرات گاز و آزادسازي بنزين كه رئيس دولت او را بركنار كرد. اين شيوه حكمراني البته در عصر محمود احمدي‌نژاد غيرمنتظره نيست و كارهاي رئيس‌جمهور ديگر كسي را شگفت‌زده نمي‌كند.


نوشته شده توسط فاطمه در 7:27 | | لینک به این مطلب
شنبه بیستم مرداد 1386
به مناسبت روزی که می گویند روز ماست
روز خبر نگار امسال هم ام و رفت بی سر وصدا

پارسال حد اقل یک تشکر خشک خالی ازمان شد امسال اما...هر سال دریغ از پارسال

...و هیچ کس یادش نبود :دو خبرنگار به جرمی نامعلوم زندانی اند و در انتظار اعدام

و یا این که همکاران در شرق دو باره بی کار شدند و در هم میهن نیز

واقعا چه روز خوبی چه شانسی داریم ما که روزی به ناممان است تا این حرف ها دق نشود سر دلمان و سقتمان کن

نوشته شده توسط فاطمه در 7:5 | | لینک به این مطلب
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386
...

عدالت ازادی حقوق بشر مردانگی شرافت انسانیت

حرف ها ی قشنگ .رنگی انسانی

میان این همه حرف قشنگ می شنوی که کسی می گوید:ما کاری با کسی نداشتیم فقط راه می رفتیم یک دفعه نمی دانم کی گفت مرگ...

بعدش می شنوی که می گویند:

 ابی تر از انیم که بی رنگ بمیریم

محمد جوادی ها از زندان ازاد شد و از دنیا هم

از جای دیگری صدا می اید :پشت یک کافه "ضیا فت "است

چندان مهم نیست که حرف زدن جرم می شود

به چشم می بینی که "احمد "به خاطر علم کردن "پیرهن خونی"تمام جوانی اش می رود توی پیله

می بینی دو باره همین که تب می خواهد شروع شود امیرکبیر علم می شود

درد های ما جامه نیستند تازه تن در اوریم

چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن در اوریم

نعره نیستند تا ز نای جان بر اوریم

درد های ما نگفتنی .

دردها ی ما نهفتی

نوشته شده توسط فاطمه در 7:56 | | لینک به این مطلب
جمعه دوازدهم مرداد 1386
شانس
شانس یعنی همه ی قرارملاقات هایی که به موقع به انها رسیدی

شانس یعنی همه ی پرواز هایی که از دست ندادی

شانس یعنی همه ی سرما هایی که نخوردی

پس خوش حال باش و با خیال راحت از خانه بیرون برو چون

امروز شانس هایی زیادی منتظر توست ادم خوش شانس

نوشته شده توسط فاطمه در 9:51 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هشتم مرداد 1386
شادی
به من گفت :ایا تا ان حد از این که نطامی را بنیان می نهی سرگرم می شوی

در پاسخ به او گفتم:هیچ چیز بیش از اصول اخلاقی مایه سرگرمی من نیست و من روح خود را با ان ارضا می کنم و از شادی که نتوانم به این اصول پیوند دهم لدت نمی برم

ـواین کار بر شادی تو می افزاید

گفتم:نه ان را موجه جلوه می دهد

 

نوشته شده توسط فاطمه در 8:7 | | لینک به این مطلب