احساس می کنم چیز خاصی را از دست داده ام چیز خاصی را از دست خواهم داد چیزی که برایم خیلی مهم بوده
سه سال دبیرستان سه سال رویایی بود سه سال فوق العاده .که سریع گذشت حالا من احساس می کنم از هویتم از بخش عمده ی هویم جدا شده ام دانش اموز بودن چیزی بود که به ان عادت کرده بودم مدت ها دوازده سال تمام سه سال گذشته را اول مهر مدرسه نرفتم که امروز این قد راحساس غربت نکنم
مساله ی سختی نیست عادت می کنم به زودی عادت می کنم به مدرسه نرفتن به ندیدن خیلی از هم کلاسی هایی که به انها خو گرفته بودم اما...
چیز هایی را هم از دست خواهم داد خیلی چیز ها با این حال مدرسه دبیرستان عزیز صیرفی جایی بود که من احساسات تازه را تجربه کردم چیز های جدید یاد گرفتم جایی بود که با ان زندگی کردم
حالابه عکس خیلی از همکلاسی ها انجا را دوست دارم محیط نستالی است پر از خاطره و من خاطراتم را ترک نمی کنم
پ۱ امروز توی کلانتری دوباره خودم را دانش اموز معرفی کردم اما این بار ...
پ۲ کفش های غیر استاندارد یک هفته نباید راه بروم
پ۳ پ ها معاصر است و متن قدیمی