سه هفته ی طلایی کم کم برقش را از دست می دهد کم کم نقره ای و بعد مهتابی می شود تا برسد به خاکستری سه هفته ی طلایی مثل باد گذشت یک فعالیت سنگین برای تحویل گذارش و حالا سه هفته ی طلایی کمکم برقش را از دست می دهد
نمی دانم شاید زود قضاوت می کنم امیدم راتقریبا از دست داده ام مگر یک معجزه طرح را از یک سال عقب افتادن نجات دهد فقط یک معجزه
پ۱ خسروشکیبای عزیز بیش از ۱۴ سال هنر مند محبوب من بود امروز تشریح پیکر نحیفش بود که تن به شیمی درمانی نداد قبلا در پست خانه ی سبز از او گفته بودم اما این جا باید دوباره تکرار کنم که با وجود تمام حرف هایی که پشت سرش بود من دوستش داشتم عادت ندارم غم را داد بزنم چون همه کسانی که اورا دوست داشته اند به اندازه من و شاید بیشتر هم ناراحت اندپس حرفی نمی ماند به جز این که او دم اذان رفت خدایش بیامرزد که چه خوب موقعی رفت
پ۲مهندس شریفی طرح را تایید نکرده سرهنگ مهدیان هنوز تماس نگرفته می دانم که ...نه امیدوارم اقای سلطانزاده طرح را رد کند
پ۳از همان صبح جمعه برگشتم سر کار گذارش ۸۵ صفهه ای من هنوز ناقص است
